پوووغ

از سط راه برگشتم که بیام سر کلاس توی کارگاه صندلی نیست برای نشستن!؟!؟ چه باید کرد حالا؟!؟؟ هیچی برم سینما بهتر؟ حالا که من درس خون شود نشود
قرص رو نوشته بعد از ناهار دکتر داروخانه ساز هم بهم گفت با شکم پُر هیچ خالی انداختمش بالا!!!

منبع این نوشته : منبع

خیلی خوب اند

دیروز به عماد ت پیام داده ام که بلیط پرواز میخوام برای نجف خبری نشد و امروز که به حبیف کاف پیام داده ام که شماره خانم ف رو از بچه های آژانس هست برای پرواز های خارجی ، عماد ت پیام داد که با خانم شین تماس بگیر من دفتر نیستم ... خیلی اینها خوب اند همین و بس ... با بابا خان بریم یه آژانس دیگه بلیط بگیریم خیلی راحت تر و بی منت تر

منبع این نوشته : منبع
خیلی ,پیام ,پیام داده

نیست جدیت

زنگ زدم مصطفی نون دانشگاه نیست کاشکی لب تاپ آورده بودم با خودم توی سایت دانشگاه میشستم یه چند ساعتی برنامه نویسی کار می‌کردم!؟؟؟
البته از سابق خودم بعید میدونستم چنین کاری رو با هزار بدبختی و مکافات لب تاپ رو می‌آورده ام دانشگاه اما خبری از برنامه نویسی کار کردن نبود!؟! من جدی ت برای تغییر در من نیست و همین بس

منبع این نوشته : منبع
دانشگاه ,برنامه نویسی

کیری و تخمی

زنگ زده به پیمان ح مدیر بازرگانی که میگم نمیشه کاری توی پنل انجام بدهم میگم دسترسی ندارم گوشی رو داده به آقای حق مدیر عامل ، ایشون فرمودند بخاطر یه کار کیری ، کار عقب انداختی ؟!؟ چرا بعضی فقط بلد حرف زشت بزنند؟ موندن جایز نیست باید رفت !!!!

پنجشنبه هم همین طور همین حرف های زشت رو بهم زد بکن توش ، تخمی بازی درنیارید روی سایت ...
همه ش تقصیر خودمه که هیچ کار مثبتی برای خودم انجام نمیدم که مجبور بشم فحش بشنوم

منبع این نوشته : منبع

سیستم عامل عزیز لطفا خراب شو

وقتی ویندوز بالا میاد یکسری از برنامه ها از توی حافظه اولیه لود میشوند و اتوماتیک وار کار میکنند در مورد زندگی من هم " درد در حال اجراست " همیشه اجراست در همه حال ... توی خواب از این برنامه در حال اجرا از خواب میپرم، خواب کراش میکنه و بسته میشه و درد اجرا میشه، نشسته ام همینجور، ایستاده ام به همین منوال، در حال راه رفتنم، کتاب خوندن و یا هر کار دیگه ای ....  گمونم فقط با مرگ که این برنامه درد دیگه اجرا نمیشه امیدوارم هر چه سریع تر سیستم عامل هنگ کنه و از کار بیایسته همین و بس 


منبع این نوشته : منبع
خواب ,برنامه ,سیستم عامل

جایی بدی

ساعت 16:30 با ابی سیف از شرکت زده ایم بیرون قبل اینکه بیام بیرون از طریق واتس آپ به پیمان ح مدیر بازرگانی گفتم چه کارهای کرده ام بعدش گفت یه نیم ساعت دیگه زنگ بزن به آقای حق مدیر عامل بگو مشکلات و کارهاتو ... 

توی راه ابی سیف گفت آقای حق مدیر عامل بهش گفته یه وب سایت طراحی کنه که آب کو.س خانم عین تراولچی راه بیفته و مرد هام میببنند آب کی.رشون راه بیفته .... 

اومدم خونه مامان خانم و بابا خان خونه نبودن الان تماس تصویری بابا خان گرفت که رفتند خونه داداش محسن ، بابا خان فردا صبح عازم ماهشهر که برای اربعین بره کربلا، مامان خانم قورمه سبزی درست کرده بود من اصلا قورمه سبزی دوست نداره اوغ حالم بهم میخوره ولی اینقدر گرسنمه بود حسابی کشیده ام و خورده ام ...

بعدش زنگ زده ام به آقای حق مدیر عامل بهم میگه آقای ف خوشگ مو شرابی چه خبر ؟ میخوام ک.ر کاری کنم بشه 1 متر ترتیب پیمان ح مدیر بازرگانی رو بدی؟ ازم پرسید تا کی شرکت بودی گفت 18:30 ؟ گفت ناپرهیزی کردی؟ زمانی که من داشتم لیسانیس میگرفتم بیشتر تو کار میکردم ... 
بنظرم جایی درستی کار نمیکنم باید بیام بیرون نمیدونم بهرحال ....




نکته : از ساعت 8 هرربع کم دارم این پست رو مینویسم الان 22:30 هست وسط یه 2 ساعتی خوابیده ام اینقدر داغون و خسته ام 


منبع این نوشته : منبع
مدیر ,آقای ,خونه ,خانم ,عامل ,ساعت ,مدیر عامل ,قورمه سبزی ,مدیر بازرگانی ,بیام بیرون

حکایات ازدواج من

دیشب در جمع گرم و صمیمی خونه دایی آقا سید حسن بحث در مورد ازدواج من شد مامان خانم به زن دایی گفت هیچ خاکی ازش بلند نمیشه ولی سپردیم به خودش یکی رو برای خودش پیدا کنه ؟!؟ خب هیچ برم دانشگاه به میلف پفیوز ( خوشگل ) توپول ببینم برای خودم پیدا کنم ... منی که تا به حالا دوست دختر نداشتم حالا برام چه نسخه ای پیچیدن !؟؟!
دیشب پسر دایی آقا سید حسن ، مهدی میگفت نیایی بریم روسیه برای گشت و‌ گذار !؟! بعد دایی جان فرمودند شاید دختر روس دوست داشته باشه سردسیر اونجا و اونم بچه ی گرمسیر بهم‌ میخورند

منبع این نوشته : منبع
دایی

پیچوندن

دارم برنامه ریزی میکنم بعد اینکه آموزش سوالمو پرسیدم بجای اینکه برم سر کلاس برم ناهار، سینما و بعدش برم خونه بشینم پای لب تاپ پا کار برنامه نویسی، شاید سینما رفتن و ناهار خوردن و پیچوندن کلاس اوکی بشه اما خبری از برنامه نویسی نمیشه یعنی بعید می‌دونم

منبع این نوشته : منبع
برنامه

خشک و جدی

مصطفی نون اومد شرکت ما برای مصاحبه براش آگهی فرستاده ام که بیاد اینجا برای مصاحبه کاری اما خودش از طریق دیگه آشنایی پیدا کرده و اومده نباید رای کسی کاری کنی ساکت باش اروم باش با کسی زیاد صمیمی نشو شوخی نکن جدی و خشک و بی اعصاب

منبع این نوشته : منبع
برای مصاحبه